تبليغاتX
حدیث دل

خداي من!

اين منم و پستي و فرومايگي‌ام
و اين تويي با بزرگي و کرامتت
از من اين مي‌سزد و از تو آن ...
...چگونه ممکن است به ورطه نوميدي بيفتم در حالي که تو مهربان و صميمي جوياي حال مني.


...خداي من!
تو چقدر با من مهرباني با اين جهالت عظيمي که من بدان مبتلايم!
تو چقدر درگذرنده و بخشنده‌اي با اين همه کار بد که من مي‌کنم و اين همه زشتي کردار که من دارم.


...خداي من!
تو چقدر به من نزديکي با اين همه فاصله‌اي که من از تو گرفته‌ام.
...تو که اين قدر دلسوز مني! ...
...خدايا تو کي نبودي که بودنت دليل بخواهد؟
تو کي غايب بوده‌اي که حضورت نشانه بخواهد؟
تو کي پنهان بوده‌اي كه ظهورت محتاج آيه باشد؟
...کور باد چشمي که تو را ناظر خويش نبيند.
کور باد نگاهي که ديده‌باني نگاه تو را درنيابد.
بسته باد پنجره‌اي که رو به آفتاب ظهور تو گشوده نشود.
و زيانکار باد سوداي بنده‌اي که از عشق تو نصيب ندارد.


...خداي من!
مرا از سيطره ذلتبار نفس نجات ده و پيش از آنکه خاک گور، بر اندامم بنشيند از شک و شرک، رهايي‌ام بخش.


...خداي من!
چگونه نااميد باشم، در حالي که تو اميد مني!
چگونه سستي بگيرم، چگونه خواري پذيرم که تو تکيه‌گاه مني!
اي آنکه با کمال زيبايي و نورانيت خويش، آنچنان تجلي کرده‌اي که عظمتت بر تمامي ما سايه افکنده

 

 

 

نوشته شده توسط زهرا در شنبه 1387/07/27 ساعت 22:48 | لینک ثابت |

خداوند بی نهایت است!لا مكان و لا زمان !
اما به قدر فهم تو كوچك می شود !
و به قدر نیاز تو فرود می اید
و به قدر آرزوی تو گسترده می شود
و به قدر ایمان تو كار گشا می شود !
یتیمان را پدر  و مادر

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

محتاجان برادری را برادر
پیران را عصا می شود

عقیمان را طفل می شود

 

محتاحان به عشق را عشق می ورزد
خداوند همه چیز می شود همه كس را...
به شرط اعتقاد
به شرط پاكی دل
به شرط طهارت روح

 

به شرط پرهیز از معامله با ابلیس ...
بشویید قلب هایتان را از هر احساس نا روا

مغز هایتان را از هر اندیشه خلاف
و زبان هایتان را از هر گفتار نا پاك
و دست هایتان را از هر الودگی در بازار
و بپرهیزید از ناجوانمردی ها ‍،نا راستی ها و نا مردمی ها

چنین كنید تا ببنید خدا چگونه بر سفره شما با كاسه خوراك و تكه ای نان می نشیند
و در دكان شما كفه های ترازو هایتان را میزان می كند
و در كوچه های خلوت شب با شما آواز می خواند


 

مگر از زندگی چه می خواهید كه در خدایی خدا یافت نمی شود ؟

نوشته شده توسط زهرا در جمعه 1386/11/05 ساعت 22:23 | لینک ثابت |

ماكلوم اس فوربس : اگر شغلي داري كه هيچ سختي در آن نيست پس بدان كه اصلاً شغل نداري.


ارد بزرگ : آدمهای توانمند  در خواب نیز ، رهسپار  پیشرفتند .


مالرب : در دنیا تنها دو چیز زیباست ، زن و گل .


مارکوس گداویر : سعی نکنیم بهتر یا بدتر از دیگران باشیم، بکوشیم نسبت به خودمان بهترین باشیم.


اُرد بزرگ : مردانی که بیشتر از هنجار و داشته های (حقوق ) زنان پشتیبانی می کنند خود بیشتر از دیگران به نهاد زن می تازند .


کولتون : بیشتر بدبختی های ما قابل تحمل تر از تفسیرهایی است که دوستانمان دربارۀ آنها می کنند .


اُرد بزرگ : میهمانی های فراوان از ارزش آدمی می کاهد ، مگر دیدار پدر و مادر .


فردوسی خردمند :  جز مرگ را ، هیچ کسی از مادر نزاد .


جبران خلیل جبران : اگر بکوشی و در پی نصیبی حتی برای خود باشی بدان که صالحی .


کولتون : در میان ملکات ذهنی ، حافظه بیش از همه می شکفد و پیش از همه می میرد .


اُرد بزرگ : میان گام نخست و آرمان بازه ای ( فاصله ای ) نیست ، آنچه داریم  اندازه نبروی کنونی ماست .


مارک اورل: خوشبختی میان خانه ی شماست، بیهوده آن را در میان باغ دیگران می جویید.


اُرد بزرگ : آدمیان خردمند در میان بزم ها نیستند . آنها هر دم به آرمانی بزرگتر می اندیشند  و برای رسیدن به آن  در حال پیکارند .


موسسه : زندگی خواب است و عشق رؤیای آن .


ماكلولم فوربس : مفيدترين وسيله يك دفتر كار، سبد دورريختني‌هاست


اُرد بزرگ : مادر و پدر ، زندگیشان را با فروتنی به فرزند می بخشند .


موزارت : بهترین و حقیقی ترین دوستانم از تهی دستانند . توانگران از دوستی چیزی نمی دانند .


مارك مك كورميك : از  گفتن نمي‌دانم نهراس


اُرد بزرگ : رایزنی ( مشاوری) که کار ، اجرایی می کند ، قابل اعتماد نیست .


مسعود فرزاد : معتقدم که پس از گرسنگی و چه بسا پیش از آن ، تنهایی بزرگترین مسئلۀ بشر است .

 

نوشته شده توسط زهرا در چهارشنبه 1386/09/21 ساعت 0:37 | لینک ثابت |

سخناني از بودا

:. چون در شكوفاندن مهر به كمال رسي، بدخواهي در تو از ميان برخواهد خاست.
:. چون در شكوفاندن همدردي به كمال رسي كينه از ميان برخواهد خاست.
:. چون در شكوفاندن شادي به كمال رسي، آز از ميان برخواهد خاست.
:. چون در شكوفاندن يكساندلي به كمال رسي، نفرت از ميان برخواهد خاست.
:. چون در شكوفاندن نظاره(مراقبه) در ناپاكي به كمال رسي، شهوت از ميان برخواهد خاست.
:. چون در شكوفاندن ادراكِ ناپايندگي به كمال رسي، پندار«منم» از ميان برخواهد خاست

 خليل جبران

:. حقيقتي كه نياز به دليل و گواه دارد تنها نيمي از حقيقت است.
:. هنر گامي است در رهگذر شناخته‌ها به سوي ناشناخته‌ها.
:. ايمان، معرفتي است درون دلها، وراي هر گواه و دليل.
:. حقيقت، اراده و آرمان الهي در نهاد آدمي است.
:. نيايش نواي دلهاست كه راه خود را به سوي بارگاه الهي مي‌گشايد.

شیخ ابوالحسن خرقاني
 

:. عالم بامداد برخیزد طلب زیادتی علم کند، و زاهد طلب زیادتی زهد کند و بوالحسن در بند آن بود که سروری بدل برادری رساند.
:. اگر به ترکستان تا به در شام کسی را خاری در انگشت شود آن از آن من است. همچنین از ترک تا شام کسی را قدم در سنگ آید زیان آن مراست و اگر اندوهی در دلی است آن دل از آن من است.
:. کاشکی بدل همه خلق، من بمردمی تا خلق را مرگ نبایستی دید… کاشکی حساب همه خلق با من بکردی تا خلق را به قیامت حساب نبایستی دید.
:. کاشکی عقوبت همه خلق، مرا کردی تا ایشان را دوزخ نبایستی دید. بهترین چیزها دلیست که در وی هیچ بدی نباشد.
:. اگر سرودی بگوید و به آن حق را خواهد بهتر از آن بود که قرآن خواند و بدان حق را نخواهد.
:. هر چه برای خدا کنی اخلاص است و هر چه برای خلق کنی ریا.
:. هر که عاشق شد خدای را یافت و هر که خدای را یافت خود را فراموش کرد.

:. الهي! خلق تو شكر نعمتهاي تو كنند - من شكر بودن تو كنم؛ نعمت، بودن توست
:. چون خويشتن را با خدا بيني، وفا بود و چون خدا را با خويشتن بيني، فنا بود
:. عالمان آن گويند كه شنيده باشند، جوانمردان آن گويند كه ديده باشند…
:. حق تعالي قسمت بندگان پيدا كرد - هركس نصيب خود برداشتند - نصيب جوانمردان؛ يعني اولياء، اندوه بود
:. آنكس كه حق او را خواهد، راه را به او نشان خواهد داد و راه براي وي كوتاه خواهد شد…


نوشته شده توسط زهرا در چهارشنبه 1386/09/21 ساعت 0:36 | لینک ثابت |
زندگی کردن دل و جرات می خواهد . آدمهای ترسو فقط نفس می کشند ، زندگی نمی کنند ، چرا که بیم و دلهره بر زندگی آنها حکمفرماست ، و زندگی ای که ترس در آن جای داشته باشد ، از مرگ بدتر است . چنین آدمهایی در حالت پارانویا بسر می برند و از همه چیز می ترسند ؛ نه فقط از چیزهای واقعی ، بلکه از چیزهای خیالی و غیر واقعی هم واهمه دارند . از جهنم می ترسند ، از ارواح می ترسند ، از خدا می ترسند ؛ آنها از هزار و یک چیز که زاییده ی خیال خودشان یا دیگران است می ترسند . در نهایت ترس طوری در زندگی آنها رخنه و رشد می کند که زندگی برایشان غیرممکن می شود .
زندگی کار آدمهای با شهامت است . اولین اصلی که در زندگی باید فرا گرفت ، جرات و شجاعت است . با وجود همه ی ترسها و دلهره ها ، آدم باید به زندگی بپردازد . حالا چرا شهامت برای زندگی کردن لازم است ؟ برای اینکه زندگی ، فی نفسه نا امن و بی ثبات است . اگر همیشه نگران امنیت و آسایش خاطر باشی ، در حقیقت خود را در زندانی که با دستان خودت برای خویش ساخته ای محبوس می کنی . چنین مکانی شاید امن باشد ، ولی قطعاً زنده نیست ، در آن از ماجراجویی و سرمستی خبری نیست .
زندگی عبارت است از اکتشاف ، سفر به ناشناخته ها ، دست پیش بردن به سوی ستاره ها ! شجاع باش و همه چیز را پیش پای زندگی قربانی کن ؛ چرا که هیچ چیز از زندگی با ارزش تر نیست . زندگی خود را وقف چیزهای پیش پا فاتاده مثل پول ، امنیت و آسایش خاطر نکن ؛ اینها ارزشی ندارند . آدمی بایستی زندگی را بغایت ممکن تجربه کند ، فقط در آن صورت است که شادی واقعی را تجربه می کند ، تنها در آن هنگام است که وفور نعمت و برکت به وقوع می پیوندد .
آنهایی که می خواهند طعم واقعی زندگی را بچشند ، بایستی دل به دریا بزنند ، بایستی قدم به وادی نا شناخته ها بگذارند . بنیادی ترین درسی که بایستی در این راه فرا گرفت ، این است : خانه ای وجود ندارد ، زندگی همچون زیارت است � بدون آغاز ، بدون پایان . البته جاهایی هستند که می توانی استراحت کنی ، ولی آنها به مثابه ی استراحتگاه های شبانه هستند و صبح که سر زد ، باید مجدداً به راه بیفتی . زندگی جنبشی است مستمر که هیچ گاه به پایان نمی رسد ، زندگی جاودان است .
شروع و پایان ، ویژگی مرگ است .
ولی تو مرگ نیستی ؛ تو زندگی هستی .
مرگ توهم است . این مردم هستند که به مرگ موجودیت می بخشند ، برای اینکه در آرزوی امنیت هستند . آرزو برای امنیت و آسایش خاطر ، مرگ می آفریند ، آدم را از زندگی می ترساند ، انسان را در راه قدم نهادن به دنیای نا شناخته ها دچار شک و تردید می کند .
تنها خوراک زندگی ، خطر کردن است . هرچه بیشتر ریسک کنی ، بیشتر زنده هستی . وقتی این موضوع را درک کردی که ریسک کردن بایستی نه از روی یاس و عجز ، بلکه از روی آگاهی و هشیاری درونی صورت پذیرد ، آنگاه از زیبایی محض امکاناتی که ریسک کردن پیش روی تو می گذارد به وجد می آیی .
آدمی که بی خانمانی را از روی یاس و نومیدی قبول کند ، مطلب دستگیرش نشده است . اگزیستانسیالیسم هم در یک چنین جایی به بیراهه رفت . آنها خیلی به حقیقت نزدیک شده بودند ، همانقدر که بودا نزدیک شده بود ، ولی به بیراهه رفتند . بجای آنکه به سعادت و خوشی برسند ، از این که زندگی هیچ معنایی ندارد ، هیچ هدفی ندارد و هیچ امنیتی ندارد بسیار غمگین شدند . این تجربه آنها را بشدت تکان داد و متزلزل کرد .
بودا هم به نتیجه ی مشابهی رسید ، ولی بجای اینکه غمگین شود ، خود را به دنیای ناشناخته ها سپرد . او همه ی موانع را پشت سر گذاشت . او زندگی را آنطور که هست پذیرفت . قبول کرد که طبیعت زندگی چنین است و دلیلی ندارد که انسان احساس یاس و نومیدی کند . او متوجه شد که عدم امنیت ، زندگی را زیبا می سازد ، برای اینکه مسیر کاوش و خلاقیت را به روی انسان می گشاید و از طریق آن انسان می تواند به تجربیاتی نو و شگرف نایل آید . اگر در زندگی همه چیز امن ، مطمئن و تضمین شده بود ، دیگر شور و هیجان و سماعی وجود نداشت .
بودا با مشاهده ی اتفاقات غیر قابل باور و معجزه آسا در اطرافش به وجد می آمد و لذت می برد . عیسی همیشه به پیروانش می گفت : (( شاد باشید ، شاد باشید ، باز هم می گویم که شاد باشید . ))
 
 
باگوان شری راجنیش ( اشو )
نوشته شده توسط زهرا در چهارشنبه 1386/09/21 ساعت 0:25 | لینک ثابت |

ازسنگهايي که درسرراهتان هست براي ساختن پلکان استفاده کنيد
 
*~*~*~*~*~*~ *~*~*~*~* ~*~*~*~*
 
از ميان کسانی که برای دعای باران به تپه ها می روند تنها کسانی با خود چتر می برند که به کار خود ايمان دارند
 
*~*~*~*~*~*~ *~*~*~*~* ~*~*~*~*
 
همیشه عيب کار اينجاست که من '' آنچه هستم '' را با '' آنچه بايد باشم '' اشتباه مي کنم ....


*~*~*~*~*~*~ *~*~*~*~* ~*~*~*~*
 
حقيقت انسان به آنچه اظهار مي کند نيست ،بلکه حقيقت او نهفته درآن چيزي است که از اظهار آن عاجز است اگر خواستي او را بشناسي نه به گفته هايش بلکه به نا گفته هايش گوش بسپار
 
*~*~*~*~*~*~ *~*~*~*~* ~*~*~*~*
 
سرنوشت کوهها تنها گواه بودن است آنها هیچوقت نمیتوانند مثل رودخانه جاری باشند ...
نوشته شده توسط زهرا در شنبه 1386/07/14 ساعت 14:45 | لینک ثابت |

جملاتی که در زیر می خوانید برگرفته از سمینار تکنولوژی فکر دکتر آزمندیان است .امیدوارم با خواندن این عبارات راه موفقیت را بیابید و تحولی در خود احساس کنید.

زندگی قشنگ ترین واژهء  انسان است .

انسانی فردا دستاوردی بدست می آورد, که امروز رویایی داشته باشد.

جهنم خدا در سرای آخرت , جزای انسانهای است که در این دنیا بد زندگی می کنند.

هیچ چیز در دنیای هستی بعد از خدا زیباتر از انسان نیست .

اگر تو برای فرداهایت فکر نکنی ,شیاطین برای تو فکر میکنند .

تا تصمیمی اتخاذ نشود, انسان چیزی بدست نمی آورد.

سرنوشت ما از قبل توسط خدا رقم زده نشده است .ما خود سرنوشت خود را تعیین میکنیم .

ان الله لا یغیر بقوم حتی یغیر بانفسهم .

و ما هر چه در کائنات و زمین است برای تو مسخر کردیم .(قرآن کریم )

انسانها همانگونه که فکر کنند زندگی می کنند.

تمام آینده های زیبای تورا ,اندیشه های امروز تو می سازد.

برای اینکه یک فرد جذاب را جذب کنی ,خودت باید جذاب باشی .(ضرب المثل آمریکایی )

فقر در زندگی یک انسان فقیر, حاصل اندیشه های فقیرانه اوست .

قانون لیاقتها: جهان هستی آنچه به تو می دهد, که لیاقت آن را داری ,نه آنچه راکه لازم داری .

باید که جمله جان شوی        تا لایق جانان شوی .

ثروت : هر دستاوردی در دنیای یک انسان ,ثروت است .

فقر عامل روسیاهی انسان در دنیا وآخرت است . (رسول اکرم (ص))

انسان همانطور که باور کند زندگی می کند.

اگر زندگی شما ارزش زندگی کردن را دارد ,حتما ارزش نوشتن را دارد.

اصل انتظار: به آدمها آن می رسد, که منتظرش هستند.

کائنات: هر چیز غیر از خدا و تو.

کائنات خدا به انتظارهای تو جواب می دهد.

تا کی در انتظار قیامت توان نشست           برخیز و قیامتی به پا بکن

کی با من ,من باکی :فرق در دو باور.آیا دنباله رو است یا رهبر.

اگر گویی که بتوانم ,قدم در نه که بتوانی      اگر گویی که نتوانی, برو بنشین که نتوانی

از کوزه همان تراود که در اوست .

هر آنچه را که محکوم کنید, از دست میدهیدش و هر آنچه را که به آن عشق بورزی ,بدست می آوریش .

انسانها هر آنچه را که باور کنند ,خلق می کنند.

اگر می خواهی ببینی که دیگران نسبت به تو چه احساسی دارند,ببینید خود چه احساسی نسبت به خود دارید.زیرا دیگران وقتی در تو نگاه میکنند, نسبت به تو آن احساسی را دارند, که تو نسبت به خود داری .

عقاب ,عقابها را به خود جذب می کند ; اردک ,اردکها را.

فتبارک الله احسن الخالقین .

عاملی که فردی را جذب می کند, لزوما فیزیک انسان نیست . زیرا صورت انسان آینه تمام نمایی از درون اوست .

خدا سه چیز خلق کرد: انسان ,کائنات و قانونهای طبیعت .خدا خطاب به انسان میگوید: ای انسان اگر تو قانونمندیهای دنیا را یاد بگیری , در دنیا به همه چیز می رسی و در آخرت به بهشت می روی .

چون به دریا می توانی راه یافت        سوی یک قطره چرا باید شتافت

موفق باشید.

نوشته شده توسط زهرا در شنبه 1386/07/14 ساعت 14:42 | لینک ثابت |
جوان ثروتمندي نزد يك انسانی وارسته رفت و از او اندرزي براي زندگي نيك خواست.
 مرد  او را به كنار پنجره برد و پرسيد:

- "پشت پنجره چه مي بيني؟"

- "آدمهايي كه ميآيند و ميروند و گداي كوري كه در خيابان صدقه ميگيرد."

بعد آينه ي بزرگي به او نشان داد و باز پرسيد:

- "در اين آينه نگاه كن و بعد بگو چه ميبيني."

- "خودم را ميبينم."
- " ديگر ديگران را نميبيني! آينه و پنجره هر دو از يك ماده ي اوليه ساخته شده اند، شيشه. اما در آينه لايه ي نازكي از نقره در پشت شيشه قرار گرفته و در آن چيزي جز شخص خودت را نميبيني. اين دو شيئ شيشه اي را با هم مقايسه كن. وقتي شيشه فقير باشد، ديگران را مي بيند و به آنها احساس محبت ميكند. اما وقتي از نقره (يعني ثروت) پوشيده ميشود، تنها خودش را مي بيند. تنها وقتي ارزش داري كه شجاع باشي و آن پوشش نقرهاي را از جلو چشمهايت برداري تا بار ديگر بتواني ديگران را ببيني و دوستشان بداري."
نوشته شده توسط زهرا در چهارشنبه 1386/07/11 ساعت 21:1 | لینک ثابت |

از خدا خواستم
از خدا خواستم تا دردهایم را از من بگیرد
خدا گفت: نه
رها کردن کار توست.تو از انها دست بکش
از خدا خواستم تا شکیبایی ام بخشد
خدا گفت:نه
شکیبایی زاده رنج وسختی است
شکیبایی بخشیدنی نیست,
به دست آوردنی است.
از خدا خواستم تا خوشی وسعادتم بخشد
خدا گفت:نه
من به تو نعمت و برکت دادام,حال با توست که سعادت را
به چنگ آوری
از خدا خواستم تا از رنج هایم بکاهد
خدا گفت :نه
رنج و سختی , تو را از دنیا دور و دورتر, و به من
نزدیک ونزدیکتر می کند
و اخر از خدا خواستم یاری ام دهد تا دیگران را دوست
بدارم , همانگونه که آنها مرا دوست دارند
وخدا گفت: آه, سر انجام چیزی خواستی تا من اجابت کنم

نوشته شده توسط زهرا در چهارشنبه 1386/07/11 ساعت 20:58 | لینک ثابت |

انسان هایی که مسیری را می روند تا به موفقیت برسند، رد پایی از خود برجای می گذارند، کافیست تو همان رد پا را دنبال کنی تا به موفقیت برسی.

بزرگان زاده نمی شوند، بلکه آنها ساخته می شوند.

رد پای انسان های موفق:

1- آنها تصمیم گرفتند خود را به توانمندی و اقتدار برسانند.

            اعتماد بنفسی زیبا

 شخصیتی زیبا و خداگونه

باورهایی قشنگ و عالی

آدمی باش که همه دوست داشته باشند با تو زندگی کنند

هر انسانی حلقه ای است در زنجیز موفقیت تو.

انسان ها به گرد تو نمی آیند مگر آنکه انسان جذابی باشی.

همیشه کمال طلب و کمال گرا باش.

همیشه طوری زندگی کن که همانند انسان های عادی اطرافت نباشی.

همیشه تصمیم بگیر شاگرد اول باشی.

انسان های موفق با آموزشها ساخته می شوند.(کلاسها – نوارها – همایش ها-                 همنشینی با افراد موفق – رشد به سمت اقتدار)

عادتها، توانمندی های مطلوب را در انسان ایجاد می کنند.

انسان های موفق بهایی پرداخته اند تا به موفقیت رسیده اند، الکی به موفقیت نرسیده اند.

عادتهای خوب مثل: سحر خیزی- نماز اول وقت – رابطه ی عاشقانه با انسان ها

اگر حاضر باشید به اندازه کافی روی خود کار کنید، تبدیل به انسان بسیار موفقی خواهید شد.

بر گذشته های خود خط بکشید و آینده شگفت انگیزی را برای خود ایجاد کنید.

2- برنامه ریزی استراتژیک شخصی (PSP)                            Personal  Strategic   Planning

             اول بگو من چه کسی می خواهم بشوم و بعد بگو من چی می خواهم بشوم؟

            من چه درسهایی را باید یاد بگیرم؟

هدف از این برنامه ریزی این است که زندگی خود را چنان سازماندهی کنید که بیشترین بازدهی ذهنی، جسمانی و احساسی را داشته باشید.

اگر دلت می خواهد به دستاوردهایی برسی که نداشتی، باید به انسانی تبدیل بشوی که تا قبلا نبودی.

خود و زمانتان را بگونه ای برنامه ریزی کنید که به بیشترین احساس خشنودی و رضایت برسید. و از هرکاری که می کنید بهره و سودی ببرید.

باید از قبل زندگی خود را برنامه ریزی کنید تا مطمئن شوید در هر زمینه ای بهترین برداشت ها را داشته باشید.

3- بلند مدت می اندیشند.

            حداقل 7 سال آینده ات را برنامه ریزی کن.

            حتی اگر قبلا هم برنامه ریزی کرده ای، دوباره و چند باره برنامه ریزی کن.

هرچه در مورد هدف های بلند مدت خود وضوح و روشنی بیشتری داشته باشید، در کوتاه مدت تصمیمات دقیق تری می گیرید تا مطمئن شوید که طبق برنامه به هدف های خود دست پیدا می کنید.

4- همه روزه هدف ها و برنامه های خود را مرور می کنند.             اول هدفگذاری کن و بعد برنامه ریزی (goal setting & Plan setting)

            عادت کنید تا پیوسته هدفگذاری کنید.

یکی از اهدافت را در نظر بگیر و بگونه ای زندگی کن که هدفت هم اکنون محقق شده است. این حرکت را تا 30 روز تمرین کنید.

فردای خود را به امروز بیاورید و آنها را امروز زندگی کنید.

همینطور الکی بگو تا الکی بشی.(Fake it to make it)

انسانهای ثروتمند قبل از ثروتمند شدن، ثروتمندانه فکر کرده اند.

ده هدف مهم و استراتژیک خود را برای 7 سال آینده خود بنویسید.

هر روز به 10 هدف خود فکر کنید و آنها را خلق شده تصور کنید.

نوشته شده توسط زهرا در پنجشنبه 1386/06/29 ساعت 0:50 | لینک ثابت |
زندگی خوردن و خوابیدن نیست انتظار و هوس و دیدن و نادیدن نیست.زندگی چون گل سرخی است پر از خار و پر از برگ و پر از عطر لطیف.یادمان باشد اگر گل چیدیم عطر و برگ و گل و خار همه همسایه دیوار به دیوار همند. (دکتر علی شریعتی)

می دانی چرا آب همیشه به آن چیزی که می خواهد می رسد؟ 1- دقیقاً می داند چی می خواهد (پایین رفتن) 2- اگر به سنگ برسد اول سعی می کند دورش بزند، بعد اگر نتوانست سوراخش می کند. 3- اگر به یک چاله رسید ، آرام صبر می کند تا پُر شود بعد رَد می شود..... بیائید ماهم در برابر مشکلات مثل آب باشیم. مثل آب با مشکلات برخورد کنیم.

همیشه یادت باشد چیزی که امروز داری ، شاید آرزوی دیروزت بوده، و بزرگترین آرزوی فردایت شود. پس همیشه سعی کن قدرِ چیزی که امروز داری را خوب بدانی.
 
همیشه دو درس را در زندگی خود به یاد داشته باش: 1- جسارت در بیان عقیده. 2- جرأت در پذیرش اشتباه.
 
هر موقع خواستی از کسی جدا شوی؛ یادت نرود؛ بهترین راه این است که به او بگویی: برای همیشه خدانگهدار..... شاید طرف مقابلت ناراحت شود و قلبش بشکند ولی بهتر از این است که منتظر بماند.

اول جای خالیت حس می شود. بعد پاک می شوی. بعد فراموش می شوی . بعد هم یک خاطره می شوی. چه با خداحافظی...... چه بی خداحافظی

سخني از ناپلئون : هرگز اشتباه نکن ....اگر اشتباه کردي ... تکرار نکن. اگر تکرار کردي ... اعتراف نکن. اگر اعتراف کردي ... التماس نکن. اگر التماس کردي ... ديگر زندگي نکن

عظمت واقعي در آن نيست كه هرگز سقوط نكنيم ؛ بلكه در آن است كه هر بار سقوط كرديم، دوباره برخيزيم
 
ما نمي توانيم به دلمان ياد بدهيم كه نشكند ولي ميتوانيم به دلمان ياد بدهيم كه اگر شكست لبه هاي تيزش دست کسی که آنرا شكسته،
نبرد

لحظات
را طي کرديم تا به خوشبختي برسيم اما وقتي رسيديم فهميديم خوشبختي همان لحظات بود.

هيچگاه نگذار در کوهپايه هاي عشق کسي دستت را بگيرد که احساس ميکني در ارتفاعات آنرا رها خواهد کرد

فرق زيادي بين انسان كامياب و انسان شكست خورده وجود ندارد انسان كامياب كار مي كند و منتظر مي نشيند انسان شكست خورده فقط منتظر مي نشيند .

اندازه گرفتن شما با كوچك ترين كارتان مانندحساب كردن قدرت درياست از روي ضعف كف موج هاي آن. (جبران خليل جبران)

آنچه ضعيفترين ومحقرترين عنصر وجودي شما به نظر مي آيد قوي ترين عنصر وجود شما نيز هست. (جبران خليل جبران)

نعمت هاي خود را بشمار نه محروميت هاي خود را.(ديل كارنگي ).

ثروت خانه را تزيين مي كند و فضيلت دارنده اش را.(كنفوسيوس).

اگر خودم به فكر خودم نباشم چه كسي خواهد بود واگر فقط به فكر خودم باشم چه هستم ؟(هيلل)

آنها كه بدترين استفاده را از وقت خود مي كنند آنهايي هستند كه از كمي آن شكايت مي كنند .(ژان دولابرويه )

چيزي كه مي بينيم اساسا بستگي به چيزي دارد كه جستجو مي كنيم .(جان لوباك )

چيزي به اسم خوب يا بد وجود ندارد افكار آنرا خوب يا بد مي كند .(شكسپير ).

شادي عطري است كه نمي تواني آنرا به ديگران به ديگران بزني مگر آنكه قطره اي از آن را به خودت بزني .(امرسون).

انسان وقتي بلند حرف مي زند صدايش را مي شنوند اما هنگامي كه آهسته صحبت كند به حرفش گوش مي دهند .( پل رينو ).

نوشته شده توسط زهرا در پنجشنبه 1386/06/29 ساعت 0:32 | لینک ثابت |

مرمر

توي يه موزه ي معروف که با سنگ هاي مرمر کف پوش شده بود, مجسمه بسيار زيباي مرمريني به نمايش گذاشته شده بودند که مردم از راه هاي دورو نزديک واسه ديدنش به اونجا مي اومدن. 

و کسي نبود که اونو ببينه و لب به تحسين باز نکنه

يه شب سنگ مرمري که کف پوش اون سالن بود؛ با مجسمه؛ شروع به حرف زدن کرد و گفت: 

"اين؛ منصفانه نيست! 

چرا همه پا روي من مي ذارن تا تورو تحسين کنن؟! 

مگه يادت نيست؟! 

ما هر دومون  توي يه معدن بوديم,مگه نه؟ 

اين عادلانه نيست! 

من خيلي شاکيم!" 

مجسمه لبخندي زد و آروم گفت: 

"يادته روزي که مجسمه ساز خواست روت کار کنه, چقدر سرسختي  و مقاومت کردي؟" 

سنگ پاسخ داد: 

"آره ؛آخه ابزارش به من آسيب ميرسوند." 

آخه گمون کردم مي خواد آزارم بده. 

آخه تحمل اون همه دردو رنج رو نداشتم." 

و مجسمه با همون آرامش و لبخند مليح ادامه داد که: 

"ولي من فکر کردم که به طور حتم مي خواد ازم چيز بي نظيري بسازه. 

به طور حتم بناست به يه شاهکار تبديل بشم . 

به طور حتم در پي اين رنج ؛گنجي هست. 

پس بهش گفتم : 

"هرچي ميخواي ضربه بزن ؛بتراش و صيقل بده!" 

و درد کارهاش و لطمه هائي رو که ابزارش به من مي زدن رو به جون خريدم. 

و هر چي بيشتر مي شدن؛بيشتر تاب مي آوردم تا زيباتر بشم! 

پس امروز نمي توني ديگران رو سرزنش کني که چرا روي تو پا ميذارن و بي توجه عبور مي کنن.." 

رنج و سختي ها هداياي خالق مهربون هستيه به من و تو .  

  

و يادمون باشه قراره اون قدر خوشگل بشيم که خودمون هم نمي تونيم از الان باور و تصور کنيم.

پس بيا ازين به بعد به هر مسئله و مشکلي سلام کنيم و بگيم:"خوش اومدي" 

  

و از خودمون بپرسيم : 

  

"اين بار اون لطيف بزرگ چه موهبت و هديه اي برامون فرستاده؟

نوشته شده توسط زهرا در یکشنبه 1386/06/18 ساعت 22:38 | لینک ثابت |
 
تصور كنين كه در 24 ساعت چند تا لكه توي برنامه هاي روزانه مون وجود داره .
 
***
 
هرگز در ميان لكه ها پناه نگيريد تا زمانيكه زلال پشت ِ تمام لكه هاي دنيا پيداست
 
***
 
لكه ها شما را پناه مي دهند، اما به بهاي كدر كردن ِ شما.
لكه ها را رها كن.
شفاف باش.
به شفافي آرزوهات
 
***
 
اگه خدا يه لحظه توي يه چيزي حلول كنه، ميشه تصور كرد كه اون موجود هميشه بوي خوب ميده. بوي خوبي كه كم كم وارد بيني ميشه و ذره ذره حس بويايي آدم رو قلقلك ميده.
 
حالا خدا اراده كرده كه از تو خاك سر بياره بيرون و اسم خودش رو گذاشته انسان! خدا خودش رو براي خودش تو خاك دفن كرده.
 
 حالا چي؟
 
بازم فكر مي كني موجودي ناموفق و زشتي؟
 
 بازم فكر مي كنين بقيه خوبترن و اي كاش جاي اونا بودي؟
 
 بازم از قيافت بدت مياد؟
 
لكه ها همه جا هستن. حتا توي گفتار هم وجود دارن. يكي از لكه هايي كه مي تونه به هيجان ِ آدم ضربه بزنه اينه: « يكبار اشكالي نداره ». اين جمله ي كوتاه در تاريخ خيلي جنايت كرده. يكي ديگه از اين لكه ها اينه: « فردا ». اگه خوب ببينيم لكه ها رو روي گفتار و رفتارمون مي تونيم ببينيم. تصور كنين كه در 24 ساعت چند تا لكه توي برنامه هاي روزانه مون وجود داره.
 
خيلي از لكه ها به هم وابستن و وقتي يكيشون پاك بشه، بسياري ديگه هم باهاش ميرن. مثلا اگه خوب دقت كنيم بين بي نظمي و دروغ شباهتهاي زيادي مي بينيم. اگه بي نظمي رو از زندگيمون دور كنيم، كم كم همه چي شفاف ميشه. هم براي خودمون هم براي بقيه. تو همچين محيطي جايي براي دروغگويي نيست چون همه چيز شفافه.
 
اگه يه زندگي صاف و يكدست رو زندگي كنيم، خيلي آرامتر خواهيم بود. خيلي نزديكتر خواهيم بود به نور. به شادي. به اميد... و خدا تنها جاييه كه هيچوقت لكه نداره. هميشه يكدست و عريانه.
 
اين خيلي شبيه به اون چيزيه كه بطلميوس گفت: «مي دانم كه فناپذيرم. مي دانم كه مخلوقي براي يك روز از روزهاي دنيا هستم. اما وقتي چرخهاي بزرگ فلك را مي كاوم، ديگر پاهايم روي زمين نيست. دست در دست ِ زئوس هستم و همان غذايي را مي خورم كه خدايان مي خورند.»
 
يه لحظه به عرياني ِ افكار ِ پنهانتون فكر كنين.
 به عرياني ِ آرزوهاي مقدستون.
 به روحيه ي پاك ِ بچه ي درون ِ رو
حتون
.
 
 به «  طلب  » كه مقدسترين گامه. به تمام اون چيزايي كه ميتونه در ثانيه اي به وجدتون بياره. حتا در بدترين شرايط. به تمام آدمهايي كه در درون شما دارن شما رو به حركت تشويق مي كنن. يه لحظه به حضور ِ دريا زير ِ تمام رفتارهاي روزانه تون فكر كنين. به اون شاديه عميق كه تا مغز استخوانتون فرو رفته.. هرجا درختي يافتين بدونين اعماق اونجا پره از آب. هرجا آرزويي يافتين بدونين اعماق اونجا پره از معجزه.
 
هرگز در ميان لكه ها پناه نگيريد تا زمانيكه زلال پشت ِ تمام لكه هاي دنيا پيداست.
هرگز در ميان لكه ها پناه نگيريد كه لكه ها پاك مي شوند و شما عريان و بي پناه مي مانيد... شما عريانيد و تنها پناهتان خداست. خدايي كه عريانتر از شماست... لكه ها شما را پناه مي دهند، اما به بهاي كدر كردن ِ شما.
لكه ها را رها كن.
شفاف باش.
به شفافي آرزوهات.
 به اين همه سال ِ تقويم تقويم كه آرزوهات با تو وفادار موندن و تو بهشون بي توجه.
 
نوشته شده توسط زهرا در سه شنبه 1386/06/06 ساعت 0:29 | لینک ثابت |
ايستادي توي ساحل و به كف موجاي دريا نگاه مي كني! قطره هاي بارون آروم آروم به تنت برخورد مي كنن و سرماي عميقي تا عمق وجودت نفوذ مي كنه و بدنت مي لرزه مثل وقتايي كه تنهايي بهت نفوذ مي كنه و حس بدي پيدا مي كني. يه نيرويي مي كشدت طرف دريا اما ترس نمي ذاره! براي يه لحظه دلت مي خواد مثل بطري خالي اون نوشابه باشي كه روي آب غوطه وره و غرق نمي شه! اما خوب كه نگاش مي كني دلت براش مي سوزه! كافيه يه سنگ ببندي بهش و براش يه لنگر درست كني! موجاي خشمگين ميان و خودشونو مي كوبن به ساحل حتي ماهي هاي كوچيك رو مي بيني كه موج پرتابشون كرده بيرون و دريا پسشون نگرفته! اما تو هنوز اون وسطي! نه عقب مي ري و نه جلو و نه غرق مي شي! مدام بدون هيچ نتيجه اي همون جايي كه هستي مي موني و تا آخر عمرت بي هدف بالا و پايين مي ري و آخرشم هيچي! تا حالا فكر كردي خيلي از ماها هم همينطوري مثل اين بطري خالي تو اين درياي زندگي ور و بي هدف شب و روز رو مي گذرونيم و نه مي رسيم و نه دل مي كنيم؟ قصه زندگي چنتامون همينه و اسمشو گذاشتيم سرنوشت؟
كاش مي شد برسي به ساحل! كاش تو هم مي شدي نامه بر و اميد يه آدم!
آدمي كه دلش مي خواد تو برسي به ساحل! كاش لنگر خواب و نخوت رو باز مي كردي و خودتو مي سپردي به دست موجاي عاشقي! هر چند كه ممكنه مثل ماهي هاي كوچولو، رو سنگا جون بدي و يا مثل گوش فيل ها و صدفا خرد بشي اما حتي اگه تبديل به شن، احساس بهتري از غوطه ور موندن تا ابد داري! حاضري اين لنگرو باز كني؟
نوشته شده توسط زهرا در جمعه 1386/05/26 ساعت 14:40 | لینک ثابت |
يادم باشد : حرفي نزنم که دلي بلرزد و خطي ننويسم که کسي را آزار دهد ،
يادم باشد : که روز و روزگار خوش است و تنها دل من است که دل نيست ،
يادم باشد : جواب کينه را با کمتر از مهر و جواب دو رنگي را با کمتر از صداقت ندهم ،
يادم باشد : بايد در برابر فرياد ها سکوت کنم و براي سياهي ها نور بپاشم ،
يادم باشد : از چشمه ، درس خروش بگيرم و از آسمان ، درس پاک زيستن،
يادم باشد سنگ خيلي تنهاست، بايد با او هم لطيف رفتار کنم مبادا دل تنگش بشکند ،
يادم باشد براي درس گرفتن و درس دادن به دنيا آمده ام نه براي تکرار اشتباهات گذشته !
يادم باشد هر گاه ارزش زندگي يادم رفت در چشمان حيوان بي زباني که به سوي قربانگاه
مي رود زل بزنم تا به مفهوم بودن پي ببرم ...
يادم باشد مي توان با گوش سپردن به آواز شبانه دوره گردي که از سازش عشق مي بارد به
اسرار عشق پي برد و زنده شد !
يادم باشد گره تنهايي و دلتنگي هر کسي فقط به دست خودش باز مي شود ،
يادم باشد هيچگاه لرزيدن دلم را پنهان نکنم تا تنها نمانم ...
و يادمان باشد هيچگاه از راستي نترسيم !
نوشته شده توسط زهرا در جمعه 1386/05/26 ساعت 14:37 | لینک ثابت |
 
 
ملاصدرا می گوید:
خداوند بی نهایت است و لامکان و بی زمان
               اما به قدر فهم تو کوچک می شود
                           و به قدر نیاز تو فرود می آید
                              و به قدر آرزوی تو گسترده می شود
                                   و به قدر ایمان تو کارگشا می شود
یتیمان را پدر می شود و مادر
محتاجان برادری را برادر می شود
عقیمان را طفل می شود
ناامیدان را امید می شود
گمگشتگان را راه می شود
در تاریکی ماندگان را نور می شود
رزمندگان را شمشیر می شود
پیران را عصا می شود
محتاجان به عشق را عشق می شود
خداوند همه چیز می شود همه کس را...
به شرط اعتقاد
   به شرط پاکی دل
      به شرط طهارت روح
        به شرط پرهیز از معامله با ابلیس
بشویید قلب هایتان را از هر احساس ناروا
   و مغزهایتان را از هر اندیشه خلاف
     و زبان هایتان را از هر گفتار ناپاک
       و دست هایتان را از هر آلودگی در بازار
          و بپرهیزید از ناجوانمردی ها، ناراستی ها، نامردمی ها...
چنین کنید تا ببینید چگونه
بر سفره شما با کاسه ای خوراک و تکه ای نان می نشیند
در دکان شما کفه های ترازویتان را میزان می کند
و در کوچه های خلوت شب با شما آواز می خواند
 
مگر از زندگی چه می خواهید که در خدایی خدا یافت نمی شود؟؟؟
 
نوشته شده توسط زهرا در جمعه 1386/05/26 ساعت 14:35 | لینک ثابت |

خشم و غضب را به درگاه مردان با اراده راهي نيست. ( سقراط )

در انديشه ي آنچه كرده اي مباش، در انديشه آنچه نكرده اي باش.

در جهان تنها كسي موفق مي شود كه به انتظار ديگران ننشيند و همه چيز را از خود بخواهد. ( شيللر)

خطاها ، گناه ها و ناكامي هاي اغلب مردم از نداشتن اراده است.

رمز كليه پيروزي ها اراده است. ( روبرتسون )

آدمي ساخته افكار خويش است. فردا همان خواهد شد
كه امروز مي انديشيده است. ( مترلينگ )

انسان مي تواند دو دقيقه بدون هوا و دو هفته بدون نوشيدن آب ، سه هفته بدون غذا و يك عمر بدون بدون پول زندگي نمايد . ولي نمي تواند يك لحظه بدون انديشه و فكر زندگي كند. ( فرانكلين )

انديشه هاي خوب ، تراويده روح پاك است و بوي خوش تراويده گل خوشبو. ( آناتول فرانس )

انديشه دريايي است كه مرواريد آن فلسفه و فرزانگي است.

براي درست فكر كردن بايد اول دل را از كينه و بدي پاك
كرد.

تفكر در عاقبت هر كار باعث رستگاري است. ( سقراط )

تمام شأن و عظمت انسان در فكر است. ( پاسكال )

نوشته شده توسط زهرا در شنبه 1386/05/13 ساعت 23:26 | لینک ثابت |
ادمی اگر فقط بخواهد خوشبخت باشد به زودی موفق میگردد ولی او می خواهد خوشبخت تر از دیگران باشد و این مشگل است زیرا او دیگران را خوشبخت تر از انچه هستند تصور میکند.(مونتسکیو)
---
 
خوشبخت کسی است که راه قدر دانی خدمت دیگران را بلد است و شادی دیگرانرا به قدر شادی خود حس میکند.(گوته)
---

خوشبختی هر روز یکبار در منزل را میزند ولی بد بختانه صاحب خانه در ان موقع در منزل همسایه است و صدای در را نمیشنود.(برناردشاو)
---

من دریافته ام که انسانی هر اندازه که مصمم به خوشبخت زیستن باشد همان اندازه خوشبخت و سعادتمند زندگی خواهد کرد.(ابراهام لینکلن)
---

برای نیل به خوشبختی هیچ راهی خطاتر از لذت طلبی و کوشش برای درک عیش و نوش و خوشیهای عالم نیست.(ارتور شوپنهاور)
---

غنچه خوشبختی در جای تاریک و بی صدا و گودی پنهان است که بسیار نزدیک به ماست ولی ما کمتر از انجا می گذریم و ان دل خود ماست.(موریس متر لینگ)
---

خوشبختی یگانه چیزی است که می توانیم بی اینکه خود داشته باشیم دیگران را از ان بر خور دار کنیم.(کارمن سیلوا)
---
 
خوشبخت کسی است که دم را غنیمت میشمارد و به خود میگوید من امروز خوشم تا فردا چه پیش اید.(درایدن)
---

بسیاری از مردم خوشبختی را می جویند مانند کسی که کلاه خود را که روی سرش می باشد می جوید.(لناو)
---

انسان در اغوش خوشبختی خوشبختی را جستجو میکند.(دشتی)
---
 
بشر به خوشبختی خیلی زود عادت میکند و چون خیلی زود عادت میکند خیلی زود هم فراموش میکند که خوشبخت است.(اندره موروا)
---
 
یکی از راههای خوشبختی این است که شخص نسبت به کوچکترین نعمتها شکر گذار باشد.(هرشل)
---

این قانون طبیعت است که هیچ کس به تنهایی نمی تواند خوشبخت باشد بلکه خوشبختی و سعادت را باید در سعادت و خوشبختی دیگران جستجو کرد.(ویلیام شکسپیر)
---

به دست اوردن انچه را که ما ارزو داریم موفقیت است اما چیزی را که برای به دست اوردن ان تلاش نمی کنیم خوشبختی است.(لوسیا)
---

انسان برای خوشبختی خلق شده و خوشبختی از راه کار مفید حاصل میشود.(ساموعل اسمایلز)
---

به عقب نگاه نکنید ممکن است خوشبختی را که رو به سوی شما دارد از دست بدهید.(ساچل پیچ)
---

خوشبختی و وسایل ان در سازش و هم اهنگی با دیگران به دست می اید.(علی وکیلی)
---
 
خوشبختی چیزی نیست که ان را حس کنیم فقط باید ان را به یاد بیاوریم.(اوسکارو ایلد)
 
نوشته شده توسط زهرا در شنبه 1386/05/13 ساعت 1:11 | لینک ثابت |
گفتم: خداي من، دقايقی بود در زندگانيم که هوس مي کردم سر سنگينم را که پر از دغدغهء ديروز بود و هراس فردا بر شانه های صبورت بگذارم، آرام برايت بگويم و بگريم، در آن لحظات شانه های تو کجا بود؟
گفت: عزيز تر از هر چه هست، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگی که در تمام لحظات بودنت بر من تکيه کرده بودی، من آنی خود را از تو دريغ نکرده ام که تو اينگونه هستی. من همچون عاشقی که به معشوق خويش می نگرد، با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم.
گفتم: پس چرا راضی شدی من برای آن همه دلتنگی، اينگونه زار بگريم؟
گفت: عزيزتر از هر چه هست، اشک تنها قطره ای است که قبل از آنکه فرود آيد عروج می کند، اشکهايت به من رسيد و من يکی يکی بر زنگارهای روحت ريختم تا باز هم از جنس نور باشی و از حوالی آسمان، چرا که تنها اينگونه می شود تا هميشه شاد بود.
گفتم: آخر آن چه سنگ بزرگی بود که بر سر راهم گذاشته بودی؟
گفت: بارها صدايت کردم، آرام گفتم از اين راه نرو که به جايی نمی رسی، تو هرگز گوش نکردی و آن سنگ بزرگ فرياد بلند من بود که عزيزتر از هر چه هست، از اين راه نرو که به ناکجا آباد هم نخواهی رسيد.
گفتم: پس چرا آن همه درد در دلم انباشتی؟
گفت: روزيت دادم تا صدايم کنی، چيزي نگفتی، پناهت دادم تا صدايم کنی، چيزی نگفتی، بارها گل برايت فرستادم، کلامی نگفتی، می خواستم برايم بگويی آخر تو بندهء من بودی چاره ای نبود جز نزول درد که تو تنها اينگونه شد که صدايم کردی.
گفتم: پس چرا همان بار اول که صدايت کردم درد را از دلم نراندی؟
گفت: اول بار که گفتی "خدا" آنچنان به شوق آمدم که حيفم آمد بار دگر خدای تو را نشنوم، تو باز گفتی خدا و من مشتاق تر براي شنيدن خدايی ديگر، من اگر مي دانستم تو بعد از علاج درد هم بر خدا گفتن اصرار می کنی همان بار اول شفايت می دادم.
گفتم: مهربانترين خدا ! دوست دارمت ...
گفت: عزيز تر از هر چه هست من دوست تر دارمت ...
 
خدايا به خاطر همه عناياتی که به من داری ازت ممنونم. تو تمام لحظه های نيازم فقط خواستمت. ولي تو منو واسه هميشه ميخوای . توی اين لحظه های ترديد و تنهايی تنهام نذار. قدرت خواستن و رسيدن عطا کن. به اين وجود ناتوان و کمکم کن تا من بر زمان حكم برانم، نه آنكه گوش به فرمان بادا بادای ايام باشم ...
کمکم کن تا پيش از آنكه مرا بفهمند به سوی دركشان گامها بردارم
نوشته شده توسط زهرا در پنجشنبه 1386/05/04 ساعت 11:26 | لینک ثابت |

دست تقدیر چنان عمل می کند که نیت تو دیکته می کند !!!



اگر گمان می کنی.....................




که همین الان بدبخت هستی................................




و در آینده ، آرزوی خوشبختی را در سر می پرورانی ......................................




بدان که دست تقدیر به الان تو نگاه می کند..............................




و بر اساس نیت الان تو ، دنیا و زندگی را برایت صفحه آرایی می کند !!!



دست تقدیر به آینده و آرزوهای تو کاری ندارد.....................................




دست تقدیر منتظر است تا تو گامی برداری .................................................




و همانی شوی که میخواهی.....................................




و بعد اوضاع را چنان برایت جفت و جور می کند......................................




که با آنچه هستی مطابق شود ....................




به زبان دیگر :



دست تقدیر ، دست توست !!!

نوشته شده توسط زهرا در سه شنبه 1386/05/02 ساعت 22:55 | لینک ثابت |
 
offshore
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar





Powered by WebGozar

JavaScript Codeshtml>

JavaScript Codesبزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران
انجمن‌هاي وب‌زيست - لينك باكس تمام اتوماتيك وب‌زيست - فروشگاه